تبليغاتX
html> الایام
قالب وبلاگ

الایام
مولای من! این روزها که می گذرد...
گریه کردم

توی مسیر کرمان-تهران...
روزی که دیدم مرد افغانی قاچاقی سوار شد...
و بعد...
از بیم اینکه پلیس جریمه نکندشون
با چه حقارتی انداختنش بیرون و سوار یک ماشین دیگه...
خییییلی غم انگیز بود
حتی اگر شناسنامه نداشت...حتی اگر قاچاقی داشت زندگی می کرد اما هیچ کس حق نداره حرمت یک انسان یک مرد رو اینطوری له بکنه
دردم این بود: کی قراره تموم بشه این مرزبندی ها....
مگه همه مسلمون نیستیم؟
مگه همین ماها نداریم الجار ثم الدار...

همین.

 


دو نکته فراموش نشه:

الف) تقویت تذکر لسانی به خود و دیگران

ب) و به قول حاج اقای محمدیان عزیزِ٬ دعای در حق هم

خیر پیش و التماس دعا

[ ] [ 2:21 ] [ مسافر ]
توی ذهنم دارم با مجری فلان برنامه دعوا می کنم که:

آی ی ی خانوووم! تو با خودت چی فکر کردی؟ فکر کردی اگر فقط چادر سرت باشه دیگه همه چی تمومه؟!

فکر می کنی ملت تو رو با فلان مجری بی بی سی مقایسه می کنن یا نه کلا داری با حضرت زهرا مقایسه می شی؟

لازمه بدونی به همون میزانی که رفتارت گفتارت حرکات دست و سر و بدنت از خانم زهرا فاصله داشته باشه تو پیش همون مردم منفور می شی

می خوای حالا هر کاری می خوای بکنی بکن

تو فکر کردی...

قران رو باز کردم برای چند دقیقه خلوت.

یه ایه اش این بود:

آیا دیگران را به نیکی دعوت کرده و خود را فراموش می کنید؟

یه لحظه تمام حرف هایی که فقط توی ذهنم به خانم ... گفته بودمو به خودم گفتم

خیلی سنگین بود....

انگار یکی اومده باشه همه ی این عصبانیت ها رو روی سر خودم خالی کرده باشه؟

زنده شدم...

اینم یه جور تذکر لسانیه دیگه...!!!*


۱. از نوع خود زنیش

۲. دو نکته فراموش نشه:

الف) تقویت تذکر لسانی به خود و دیگران

ب) و به قول حاج اقای محمدیان عزیزِ٬ دعای در حق هم

خیر پیش و التماس دعا

[ ] [ 1:3 ] [ مسافر ]

برای پرفسور ایمیل زدم...

پرفسور هم به قول خودش مودبانه جواب داده بود که وقت نداره ...

دوباره زدم که ....

زده بود: من که به شما مودبانه عرض کرده بودم ...

دلم داشت خیلی ناراحت می شد

جلوشو گرفتم...

فایده ای که مراوده با پرفسور داشت آدرس ایمیلی بود که از استاد دیگه ای در حیطه ی تخصصی مورد نیازم بهم داده بود

به او ایمیل زدم

گفت:

علی رغم اینکه سرش بسیار شلوغه اما حاضره به سوالاتم جواب بده ...

.

.

.

خیلی روانم اذیت شد...

برا همینه که می گم :

هر که بالاتر نشست

استخوانش سختتر خواهد شکست...

                                      شکر


اقول:

۱- گاهی اگر بخوای همت بالایی صرف بکنی باید خودت رو برای له شدن های بزرگتر هم آماده بکنی

۲-دو نکته فراموش نشه:

الف) تقویت تذکر لسانی به خود و دیگران

ب) و به قول حاج اقای محمدیان عزیزِ٬ دعای در حق هم

خیر پیش و التماس دعا

 

[ ] [ 13:22 ] [ مسافر ]
شنیده بودم در باغ شهادت باز باز است...

اما تا شهادت شهید شهریاری ها نفهمیدم یعنی چه؟؟؟

شنیده بودم توی دعاهای بعضی ها " وجعلنا من خیر اعوانه و انصاره...  والمستشهدین بین یدیه"

اما می گفتم همین امروز٬ همین حالا٬ جدی جدی دلش٬ خودش٬ بچه اش٬ خواننده های وبلاگش٬ پایان نامه اش و و و همه رو میذاره کنار که خداوند بپذیردش؟؟؟

شنیده بودم چه بسیار از مقام و عظمت شهدای جنگ اما هیچ فکر نمی کردم بشه زد روی دستشون...هیچ!

اما یه باره شهید شهریاری شد افضل شهدا!!!

شهید راه علم شد افضل شهدای راه ولایت...

.

.

.

داشتم فکر میکردم به راههای جدید"شهادت" به دست خود خود دشمن...

یکیش شد همین فعالیت های مجازی...

حالا ۲ تا راه کار وجود داره:

۱- تلاش کنیم برای شهید راه علم شدن

۲- اگر وقت شد و به ذهنمون رسید و اگر رومون شد و جرئت کردیم و شجاعت به خرج دادیم ببینیم میشه زد رو دست شهید شهریاری!!(۱)


۱. اقول: فعلا که اطمینان دارم مولا و مقتدام اولین کاری که ازم خواسته جهاد علمیه. بنابراین فعلا نمی خوام هیچ راه دیگه ای رو امتحان کنم.

این عنوانم پیشکش به همه ی کسایی که وظیفه ی اولشون فعالیت فرهنگیه این مدلیه.

۲. دو نکته فراموش نشه:

الف) تقویت تذکر لسانی به خود و دیگران

ب) و به قول حاج اقای محمدیان عزیزِ٬ دعای در حق هم

خیر پیش و التماس دعا

[ ] [ 0:5 ] [ مسافر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سالهاست نوشتن رو گذاشتم کنار...
امسال مجددا شروع کردم
هراز گاهی بعضی از خودم رو که قبلا نوشته شده اینجا می زارم
هدف؟ تمرین نوشتنه و ارائه ی تحلیل های کاملا شخصی از وقایع شنیده ها دیده ها
یا همه ی اونچه می شه بهش گفت "آیت خداوند"
بیشترم ثبت اون دسته از وقایعی که نوع نگاهم به تمام یا بخشی از زندگیم رو تغییر داده...
تا اینکه گذشت زمان و نسیان طبیعی انسانیتم هیچ کدوم از آیاتش رو از یادم نبره
انشا’الله
آرشيو مطالب
امکانات وب